و عيني در قاهره تحصيل كرده بودند، عيني در شمال سوريه بهدنيا آمده بود و بيشتر عمرش را در مصر گذراند، ولي ترك بود و كتابهاي معروف حنفي را به تركي ترجمه كرد. قبلاً، خاطرنشان شديم كه زبان تركي در دربار مماليك بهكار ميرفت، همچنانكه قرنها بعد، در دربار خديوهاي مصر مورد استفاده قرار گرفت.
فضلالله حروفي از شيعيان ايران، آموزهٴ صوفيانهٴ تازهاي ايجاد كرد، كه در آن اهميت زيادي به ارزش عددي حروف داده ميشد، درست مانند
قَبّالهٴ يهودي. البته لازم نيست تصور كنيم كه وي تحت تأثير يهود قرار گرفته است. واكنشهاي منطقي و غيرمنطقي افراد در همهجا تا حدود زيادي يكسان است؛ اوضاع روحي يكسان، ناگزير محصول يكساني بهبار ميآورد. اين اوضاع گرايشهاي عرفاني بود و اعتقاد به اين امر كه حروف تقدسي برابر خود زبان دارند و منجر به شناسايي ارزش عددي آنها ميشوند، كه در همه جا امكانپذير است. مثلاً علايمي مانند ((يد)) (ي د) بلافاصله در ذهن يهوديان (يا عرب) دو فكر را ايجاد ميكرد، دست و 14؛ چه چيز بديهيتر از معادل شمردن آنها بود؟ اين امر با عادت عمومي شمردن اشيا هماهنگ شد و سبب گرديد براي اعداد هم اعتباري معادل خود اشيا قايل شوند.1 متصوفهٴ مسلمان، بهويژه حروفيه نوع خاصي از اين اعتقاد را بهحد افراط رساندند. هركس عقايد موهومشان را ميپذيرفت و درگير تخيلات عددي ميشد، ناگزير بود تاحد مهملات پيش برود. فضلالله ما را از تركيه دور نكرده است، چون آموزشهاي او در آن كشور در سايهٴ پذيرش درويشان بكتاشيه رونق زيادي يافت.
طريقتهاي اخوت اسلامي كه در فصل دوم، از آنها سخن گفتيم و اطلاعاتي دربارهشان داديم، عبارت بودند از: 1) قادريه؛ 2) قلندريه؛ 3) سهرورديه؛ 4) احمديه؛ 5) مولويه، و آنها كه در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم پديد آمدند؛ 6) صفويه؛ 7) بكتاشيه. بكتاشيه بهويژه، در تركيه مورد قبول واقع شد و همچنانكه ديديم در آن كشور وسيلهٴ ترويج آموزههاي شيعي و در عينحال افكار موهوم بود.
در نيمهٴ دوم قرن، دستكم دو طريقت ديگر پديد آمد كه لازم است بهاختصار بررسيشان كنيم، چون تأثيرشان در مسلمانان بههمان اندازهٴ فرقههاي رهباني در ميان مسيحيان بود.
8) نقشبنديه. اين طريقت بهنام بنيانگذارش بهأالدين محمدبن محمد نقشبند بخارايي